غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
507
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
نصرت آيت از آنجا نيز در حركت آمده چون سايه وصول بر قيصريه انداخت يعقوب نامى كه كوتوال آنحصار بود برج و باره مضبوط ساخت و دروازها فروبسته ابواب عناد باز - گشاد بهادران موكب ظفر شعار روى جلادت بحصار آوردند و آغاز انداختن سنك و تير و تفنك كردند در آن اثنا خبر رسيد كه ايلدرم با يزيد به چهار فرسخى اردوى عالى منزل گزيده بنابر اشارت عليه سپاه دست از جنگ انكوريه بازداشته يك اسب تاختن پيش رفتند و آب را در عقب گذاشته بتوره فرود آمدند و در آنشب لشگر منصور از هجوم سپاه روم دغدغه تمام داشت و از وقت جولان جيش در فضاى سپهر تا زمان طلوع ترك رومى روز نقش خيالات عجب بر لوح خاطر مينگاشتند چه ايلدرم با يزيد لشگرى داشت در غايت كثرت و استعداد و همگى اوقات ايشان مصروف غزا و جهاد و سپاه امير تيمور گوركان از مدت سه سال باز لا ينقطع در سفر بودند و با دشمنان قوى دست در كمر زده شهر و كشور ميگشودند و صاحب - قران سعادت قرين بيشتر شب را بتضرع و زارى گذرانيده از حضرت بارى يارى ميطلبيد و در وقت تباشير صبح صادق كه رايت زركارى آفتاب شرقى انتساب در فضاى سپهر زنكارى بلند گرديد ع ميان بست بر قصد بدخواه چست و برباره كوه پيكر نشسته بتعبيه جنود فيروزى اثر مشغولى فرمود و دلاوران جوشن پوش و مبارزان پرجوش و خروش فوج فوج مصرع چو درياى جوشان بهنگام موج در جنبش آمدند و از اشعهء اسنه ديدهء روشنان فلك خيره شد و از هيجان كرد و غبار آئينه آفتاب تيره گشت پشت استظهار بر انقار سپاه نصرت شعار از صولت ميرزا شاهرخ و اميرزاده خليل سلطان قوت گرفت و از تهور امير سليمان شاه و امير يادگار اندخودى و رستم طغابيوغا و سونجك بهادر و دولت تيمور مواد اعتضاد سمت تضاعف پذيرفت و قبيل ايشان ميرزا سلطان حسين بود و على سلطان تواجى و مرسى و توموغاء و در جوانغار لشگر فيروزى اثار علم شوكت و اقتدار ميرزا ميرانشاه بذروه مهر و ماه رسيد و نيروى شجاعت امير شيخ نور الدين و امير برندق و على سلطان قوچين و مبشر و طهرتن و حاجى عبد اللّه عباس و سلطان سنجر و حاجى سيف الدين و تابان شيخ ابراهيم شروانى آنجانب را مزيد و مكنت بخشيد و قبيل ايشان اميرزاده ابا بكر و امير جهانشاه و امير قرا عثمان و توكل برلاس و پير على سلدوز بود و ماهچه رايت خورشيد پرتو صاحبقران كواكب مواكب از مطلع قول طلوع نمود و جمعى كثير از اعاظم شجعان جنگجوى و اكابر دليران بهرام خوى بسايهء چتر همايون فال استظلال جستند بيت شد آراسته قلب محشر نهيب * ز بيژن عنانان بهمن ركيب و هراول قول اميرزاده محمد سلطان و اميرزاده پير محمد عمر شيخ و برادرش اميرزاده اسكندر و امير شمس الدين عباس و امير شاه ملك و الياس خوجه و شيخ على بهادر و زمره ديگر از اهل تهور قرار گرفتند و امير تيمور صاحبقران چهل قشون آراسته در پيش خويش بازداشت تا كه در هرطرف بكومك احتياج افتد فوجى از پردلان را بدانجانب فرستد و چند زنجير فيل فلك شكوه مند بيستون مانند را كه از بقاياء كرايم غنايم هندوستان بود كجيم انداخته و باسلحه و اسباب رزم مكمل ساخته